درد

روزگارم سخت است

دوستانم اندک

لحظه هایم ناشاد

روزهایم بی روح

زندگانی سخت است

دیده ام پر اشک است

آری می دانم درد و درمانم چیست!

اما این کافی نیست...

دردم می ماند

آرزویم این است:

آرامش، آری آرامش...

/ 1 نظر / 5 بازدید
فاطمه

يعني امروز بعد از تموم شدن همايش انتخاب پر از درد و رنج بودي من از كنارت گذشتم اما دقتي نكردم ولي حالا كه نوشته ات رو خواندم و به چهرخ ايت د رآن روز فكر مي كنم.با خودم ميگم آره! چه قدر اين چهره با اين كه آرام بود حرف براي گفتن داره اون هم از جنس دردو... برايت آروزمندم كه روزگارت رها از درد و رنج باشد. شادباشيد