می گویند که آنها اسطوره اند...!

آری اینطور می گویند;

چگونه اسطورگانی...؟!

از من بشنو، از نزدیک دیدمشان، با آنها زندگی کرده ام، دغدغه هایشان را میشناسم...!

...اسطوره تنها، چیزی ست که در ذهن تو وجود دارد، اگر میخواهی اسطوره ات جاویدان بماند هرگز به آنها نزدیک نشو .

من مانند تو آنها را اسطوره نمیدانستم تنها اندیشه شان برایم جذاب بود و در طوفان حوادث زندگی در مسیر پر پیچ و خم کشتی آنها قرار گرفتم و مدتی همسفرشان شدم...

پشیمان نیستم، کوله بار امروزم در همان ایستگاهها بود که پر بارتر شد، اما از دور دیدنشان بسیار بی خطر تر و پر منفعت تر است!

تنها باید از آنها بیاموزی و به دنبال ردپای این آموزش در کردارشان نباش، فقط به گفتارشان توجه کن و آنچه را که به مذاقت خوش می آید و با ارزشهایت سازگار است برای خودت بردار.

از آنها برای خودت بت نساز که روزی این بت بر فرق سرت کوبیده خواهد شد، بیهوش می شوی و وقتی به خود آمدی احساس پوچی و حقارت و نفرت تمام وجود با ارزشت را می گیرد، در کنارشان بارها و بارها شاهد نابودی این بتها برای مریدانشان بوده ام و چقدر بد لحظاتی است برای این بی خبران.

تو از آنها نباش، کسی را پرستش نکن، واقع بین باش، همه مانند تو انسانند ولی دوست دارند خدایی کنند و تو آنها را ستایش کنی.

با آنها کاری ندارم که صلاح مملکت خویش را خسروان دانند، با تو ام که در پی اسوه هستی!

خودت باش و تنها از هر چمنی گلی برای خود بردار و برو ... باشد که هیچگاه خودت را به خاطر انتخاب های اشتباهت شماتت نکنی...!

/ 7 نظر / 15 بازدید
سمانه

چقدر حرف دارم با تو آری ، تعجب نکن تو را میگویم خود خودت هر چند ، که از از دور میشناسمت . اما به اندازه ای میشناسمت .که حتی با اسطوره نساختن چنین اسطوره هایی، میدانم که چه میگویی. من ، در کنارشان نبوده ام . اما دورادور ، آنقدر نزدیک بوده ام که حتی با اسوه نساختنشان هم چنان برسرم فرو ریخته اند ، که گویی چیزی از من باقی نمانده است. شاید تو نمیشناسیم من اما ، خوب میشناسمت . راست میگویی، صلاح مملکت خویش ، خسروان دانند. که من برای صلاح مملکتش ،هر آنچه که گفتم ، آواری بود که بر سر خود سنگین ساختم .همین و بس شاید تو نمیشناسیم من اما خوب میشناسمش...

عالی بود سمیرای عزیز

فاطمه

ولی من این خدایان را دوست دارم. دور ونزدیک هم ندارد. اعتراف میکنم نزدیک بودن رابیشتر دوست دارم. من زندگیم را بعد ازدیدن این خدایان حساب میکنم. زندگی بعد از بودن با این خدایان کاملا متفاوت میشود. انگار دوباره متولد شدی ودوباره زندگی میکنی... هرچند آنها دوست ندارند خدایی کنند.ولی من خداگونه دوستشان دارم.

اسما

زیبابود

myth

بسياربسيار عالي بود سميرا و سمانه ي عزيز[لبخند][لبخند]

Mostafa

با سلام و خسته نباشيد . مطالبتان خيلي برام جالب است و پر معنا . موفق و سربلند باشيد . باز هم به شما با افتخار سر خواهم زد .

رها

ایکاش قبل از اینکه اجازه دادم بهم نزدیک شه این متنو میخوندم سمیرای مهربان ... قبل از اینکه حرف زدن باهاش ارزوم شه ... و قبل از اینکه حرف نزدن باهاش کلافم کنه ...