دلنوشته ام

تو میدانی شتابم را و می شناسی این حدیث ناب نابم را

مرا با خود به هر سویی به هر کوئی روان می داری و آخر ...

چرا اینگونه پاسخ گیرم از تو ای دلیل لحظه های پر غبارم

مکش این دل، مگیر از من قرار و طاقتم بی دل!

اگر با من سر سازش ندانی تو،

چرا میکوبی ام هر دم چرا در می زنی دردم؟

ندانم من، ندانم ...

و می دانم که نادانی، از این دل تو هیچ نمی دانی!

/ 1 نظر / 5 بازدید

نمی دونم چرا معشوقی که لیاقت نداره، عشقش تو دل آدم میفته!!!